ناصر خسرو
49
جامع الحكمتين ( فارسى )
بهر آن گفتى تا جاهل نبايدش گفتن ، و گمانت چنانست كه خداى را همى جاهل از بهر آن نگويى كه اين نامى زشت است ، و عالمش از بهر آن گويى كه اين نامى نيكوست ، و همىپندارى كه خداى را عاجز از بهر آن نشايد گفتن كه اين نام « 1 » نكوهيده است . [ a 15 ] و ظنّت چنانست كه چو مر او را سبحانه بدين نامهاء زشت و نكوهيده نشايد خواندن « 2 » ، بنامهاء ستوده و نيكو شايد گفتن . و اين ظنّ تو از خطاست . نيكو بشنو سخن منطقى و توحيد را ، و بشغب مشغول مباش . و بدان و آگاه باش « 3 » كه خداى را بدين صفتهاء زشت چو جاهل و عاجز و مرده و جز آن از بهر ( آن ) صفت نشايد كردن كه اين صفات مردم است ، نه بدان كه اين صفات زشت است ، كه صفات زشت و نيكو هر دو مردم راست ، و چو دانستى كه خداى را بدين صفت زشت همىبدان نشايد صفت كردن كه اين صفات مردم است نه بدان كه اين صفات زشت است ، ترا معلوم شد كه همچنين نيز خداى را بدان صفت نيكو نشايد صفت كردن ، از بهر آنك آن نيز صفت مردمست « 4 » ، و ما را رسول مصطفى « 5 » - صلى اللّه عليه ( و آله و ) « 6 » سلّم - صفات مخلوق را فرمود از خداى تعالى نفى كردن « 7 » نه صفات زشت را . و تو اى متكلّم ! از صفت كردن مر خالق را بيك صفت مخلوق حذر كنى و بديگر صفت مخلوق مر او را صفت كنى . و اين از تو خطا و شرك است . و هر چند علم و جهل ضدّاناند ، هر دو صفتهاى مردماند ، كه نه مردم همه عالم است تا جاهل « 8 » صفت او نباشد ،
--> ( 1 ) نام : نامها A ( 2 ) نشايد خواندن : نشاند خواندن A ( 3 ) بدان و آگاه باش : بدان واباش A ( 4 ) صفت مردمست : صفات مردمست A ( 5 ) مصطفى : مصطفا A ( 6 ) ( و آله و ) : رجوع بصفحهء 17 سطر 4 شود ( 7 ) نفى كردن : نفى كرد A ( 8 ) تا جاهل : ما جهل A